امنیت سایبری؛ ضلع فراموششده امنیت ملی/ نبردی که در اتاقهای سرور جریان دارد
اختلالهای اخیر در بخشی از خدمات بانکی کشور بار دیگر اهمیت امنیت سایبری را در حفاظت از زیرساختهای حیاتی آشکار کرد. در عصر جنگهای ترکیبی، اتاقهای سرور بانکها به اندازه زیرساختهای راهبردی اهمیت دارند و تقویت امنیت دیجیتال دیگر تنها یک ضرورت فنی نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از امنیت اقتصادی و امنیت ملی محسوب میشود.
فریماه رضایی، مدیرمسئول اقتصاد بیدار در یادداشتی نوشت :
اگر تا همین چند سال پیش تصور میشد جنگها تنها با موشک، تانک و هواپیما تعیین تکلیف میشوند، امروز تجربه جهان نشان داده است که میدان نبرد، مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته و به زیرساختهای حیاتی کشورها رسیده است. در عصر جنگهای ترکیبی، هدف تنها تصرف خاک یا تخریب تأسیسات نظامی نیست؛ بلکه مختل کردن زندگی روزمره مردم، کاهش اعتماد عمومی و ایجاد فشار اقتصادی، به همان اندازه اهمیت یافته است.
در چنین شرایطی، شبکه بانکی هر کشور به یکی از مهمترین اهداف تبدیل میشود. بانکها دیگر صرفاً محل نگهداری سپردههای مردم نیستند؛ آنها ستون فقرات اقتصاد دیجیتال، تجارت، تولید، خدمات و مبادلات مالی هستند. هرگونه اختلال در این شبکه، میتواند زنجیرهای از مشکلات را در زندگی مردم، فعالیت بنگاههای اقتصادی و بازار ایجاد کند.
اختلالات اخیر در بخشی از خدمات بانکی کشور، صرفنظر از منشأ و ابعاد فنی آن، یک پیام روشن داشت؛ اینکه اتاقهای سرور بانکها امروز بخشی از خط مقدم دفاع از اقتصاد ملی هستند. همانگونه که حفاظت از پالایشگاهها، نیروگاهها و شبکه برق اهمیت دارد، حفاظت از زیرساختهای بانکداری دیجیتال نیز به مسئلهای راهبردی تبدیل شده است.
هدف از چنین حملاتی، صرفاً از کار انداختن چند سامانه یا ایجاد وقفه در خدمات نیست. در جنگ ترکیبی، آنچه بیش از هر چیز هدف قرار میگیرد، اعتماد عمومی است. زمانی که مردم در استفاده از خدمات بانکی با اختلال مواجه میشوند، دشمن تلاش میکند این اختلال را به بیاعتمادی، نگرانی و التهاب اقتصادی تبدیل کند. بنابراین، همانقدر که ارتقای امنیت سایبری اهمیت دارد، حفظ سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز ضروری است.
اما این رخدادها از زاویهای دیگر نیز قابل بررسی است؛ واقعیتی که شاید سالها درباره آن سخن گفته شده، اما کمتر بهصورت جدی برای آن برنامهریزی شده است.
صنعت بانکداری ایران بیش از دو دهه تحت فشار تحریمهای گسترده بینالمللی فعالیت کرده است. این تحریمها تنها تجارت و مبادلات مالی را محدود نکرده، بلکه دسترسی کشور به بسیاری از فناوریهای نوین، تجهیزات تخصصی، نرمافزارهای پیشرفته و خدمات بهروزرسانی را نیز با دشواری مواجه ساخته است. طبیعی است که در چنین شرایطی، بخشی از زیرساختهای فناوری اطلاعات بانکها نتوانستهاند با همان سرعتی که در نظام بانکی جهان مرسوم است، نوسازی شوند.
البته این واقعیت نباید نادیده گرفته شود که متخصصان داخلی در سالهای گذشته با اتکا به توان بومی، بسیاری از خلأهای ناشی از تحریم را جبران کردهاند. توسعه سامانههای بومی، استمرار خدمات بانکی در دشوارترین شرایط و حفظ پایداری شبکه بانکی، حاصل تلاش هزاران متخصص فناوری اطلاعات در بانکهای کشور است. اما اتکا به دانش داخلی، هرگز جایگزین نوسازی مستمر زیرساختها نیست.
در حوزه امنیت سایبری، توقف به معنای عقبماندگی است و حتی اگر اختلالات اخیر بهطور کامل برطرف شود، نباید این موضوع پایان ماجرا تلقی شود؛ بلکه باید آن را نقطه آغاز یک بازنگری اساسی در معماری فناوری اطلاعات نظام بانکی دانست.
اکنون، بیش از هر زمان دیگری، وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی باید این موضوع را در اولویت سیاستگذاری خود قرار دهند. بازسازی و نوسازی زیرساختهای بانکداری دیجیتال نباید به پروژهای مقطعی یا واکنشی محدود شود؛ بلکه باید به یک برنامه ملی و بلندمدت تبدیل شود.
این برنامه میتواند شامل نوسازی مراکز داده، ارتقای سامانههای هسته بانکداری، توسعه مراکز پشتیبان، استفاده از تجهیزات و نرمافزارهای روز، تقویت سامانههای مقابله با حملات سایبری، بازنگری در معماری شبکه و سرمایهگذاری گسترده در آموزش، تربیت و نگهداشت نیروی انسانی متخصص باشد. در کنار آن، باید برای رفع موانع ناشی از تحریم نیز راهکارهای عملی و خلاقانه طراحی شود؛ برای این مهم می توان از مسیر توسعه فناوریهای بومی، همکاری با کشورهای همکار و استفاده از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان داخلی اقدام کرد.
در واقع، امنیت دیجیتال شبکه بانکی دیگر صرفاً یک مسئله فنی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی کشور است. همانگونه که برای تقویت توان دفاعی و حفاظت از زیرساختهای انرژی سرمایهگذاری میشود، سرمایهگذاری در امنیت و نوسازی زیرساختهای فناوری اطلاعات بانکها نیز باید به یک اولویت ملی تبدیل شود.
رخدادهای اخیر، هرچند با دشواریهایی برای مردم و فعالان اقتصادی همراه بود، اما یک فرصت نیز ایجاد کرد؛ فرصتی برای بازنگری در سیاستهای گذشته و حرکت به سمت نظام بانکی تابآورتر، هوشمندتر و مقاومتر.
تجربه نشان داده است که بسیاری از اصلاحات بزرگ، پس از وقوع بحرانها آغاز شدهاند. مهم آن است که این تجربه نیز به فرصتی برای تحول تبدیل شود.
جنگ ترکیبی، قواعد جدیدی را بر جهان تحمیل کرده است. در این نبرد، اتاقهای سرور به اندازه سنگرهای نظامی اهمیت دارند و امنیت سایبری، مکمل امنیت ملی است. اگر قرار است اقتصاد ایران در برابر تهدیدهای آینده مقاومتر باشد، چارهای جز سرمایهگذاری جدی، مستمر و آیندهنگر در زیرساختهای فناوری اطلاعات نظام بانکی وجود ندارد. این مطالبه امروز تنها خواسته متخصصان فناوری نیست؛ ضرورتی برای حفظ ثبات اقتصادی، اعتماد عمومی و امنیت ملی کشور است.